سيد علي اكبر قرشي
152
قاموس قرآن ( فارسي )
ميكنند و به او محتاجند چنان كه مقتضاى * ( « يَسْئَلُه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » ) * رحمن : 29 . و * ( « أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى الله وَالله هُوَ الْغَنِيُّ » ) * فاطر : 15 . است ولى بهتر است آن را بى نياز معنى كنيم كه لازم كلمه است زيرا آنكه همه او را قصد ميكنند قهرا بى نياز است . و نيز مىشود آن را بمعنى دائم و ثابت گرفت كه در قاموس و اقرب از جملهء معانى صمد شمرده شده و در روايات نيز كه نقل خواهد شد آمده است . در كافى باب فوق پس از نقل روايات و اشعار فرموده : خداى عزّ و جلّ آن سيّد صمدى است كه همهء جن و انس در حوائج او را قصد ميكنند و در شدائد به او پناه مياورند و وسعت را از او اميد دارند . . . صدوق رحمه اللَّه در توحيد فرموده : صمد بمعنى سيّد و آقا است هر كه اينطور گفته مىشود بگويد : خدا پيوسته صمد بوده است و بسيّد مطاع كه قومش كارى بدون او انجام نميدهند صمد گفته مىشود . . . صمد را معناى ديگرى است و آن مصمود و مقصود در حوائج است . . . ايضا در كافى در باب فوق از داود بن قاسم نقل شده كه بابو جعفر ثانى عليه السّلام گفتم : فدايت شوم صمد چيست ؟ فرمود سيّد و بزرگى كه در كم و زياد او را قصد كنند « السّيّد المصمود اليه فى القليل و الكثير » ايضا اين حديث در توحيد صدوق باب تفسير قل هو اللَّه احد . . . نقل شده است ايضا در آن باب نقل شده : « قال الباقر حدّثنى ابى زين العابدين عن ابيه الحسين بن علىّ عليهم السّلام انّه قال : الصّمد الَّذى لا جوف له . و الصّمد الَّذى قد انتهى سؤدده . و الصّمد الَّذى لا يأكل و لا يشرب . و الصّمد الَّذى لا ينام و الصّمد الدّائم الذى لم يزل و لا يزال . قال الباقر عليه السّلام : كان محمّد بن الحنفيّة رضى اللَّه عنه يقول : الصّمد القائم بنفسه ، الغنى عن غيره . و قال غيره الصّمد المتعالى عن الكون و